يشب خواب ديدم اونم چه خوابي... حالا گوش کن تا تعريف کنم خواب ديدم مرديم و داريم ميريم بهشت... توي راه تو خسته شدي و من کولت کردم... سر پل صراط که رسيديم من خسته شدم و تو منو کول کردي... دم در بهشت که رسيديم نگهبان گفت خرت رو ببند دم در و بيا داخل....
چه غريب ماندي اي دل نه غمي نه غمگساري نه به انتظار ياري نه ز يار انتظاري غم اگر به كوه گويم بگريزد و بريزد كه دگر به اين گراني نتوان كشيد باري سحرم كشيده خنجر كه چرا شبت نكشتست تو بكش كه تا نيفتد دگرم به شب گذاري نه چنان شكست خوشتر كه دوباره سر برآرد منم آن درخت پيري كه نداشت برگ و باري
چه غريب ماندي اي دل نه غمي نه غمگساري نه به انتظار ياري نه ز يار انتظاري غم اگر به كوه گويم بگريزد و بريزد كه دگر به اين گراني نتوان كشيد باري سحرم كشيده خنجر كه چرا شبت نكشتست تو بكش كه تا نيفتد دگرم به شب گذاري نه چنان شكست خوشتر كه دوباره سر برآرد منم آن درخت پيري كه نداشت برگ و باري
اصطلاحات خاص آقايون زنم منو درک نميکنه يعني همه قصه ها و خاطره هاي منو شنيده و خسته شده من اخيرا خيلي ورزش مي کنم يعني باتري کنترل از راه دور تلويزيون تموم شده
کمي استراحت کن عزيزم خسته شدي يعني بابا اين جارو برقي رو خاموش کن ميخوام فيلم ببينم عزيزم ماديات در عشق ما هيچ نقشي نداره يعني باز سالگرد ازدواجمون رو فراموش کردم و کادو نخريدم
تو که ميدوني من چه حافظه ي بدي دارم يعني شعري رو که سوم راهنمايي خوندم از حفظم ? نمره ماشينم که پارسال فروختم رو از برم ..اما تاريخ تولد تورو يادم رفته
من براي اين کار دليل دارم يعني بذار فکر کنم ببينم ميتونم دليلي پيدا کنم يا نه! ما توي کارخونه با هم مشارکت مي کنيم يعني من ريخت و پاش ميکنم واون جمع و جور.. اين آقايونم عجب آدمايي هستن ها
زندگي واسه ما آدما مثل دفتر 200 برگه اولش خوش خط مينويسي و دوست داري به اخرش برسي وسطاش خسته ميشي بد خط مينويسي و هي برگه حروم ميکني اما اخرش که رسيد جا کم مياري حسرت ميخوري که چرا برگه هاشو حروم کردي
نامه چارلی چاپلین به دخترش: تا وقتی قلب عریان كسی را ندیدی بدن عریانت را نشانش نده! هیچ گاه چشمانت را برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد ،گریان مکن قلبت را خالی نگه دار اگر هم یه روزی خواستی كسی را در قلبت جای دهی سعی كن كه فقط یك نفرباشد به او بگو كه تو را بیش تر از خودم وكمتر ازخدا دوست دارم زیرا كه به خدا اعتقاد دارم وبه تو نیاز دارم
دروغ دختر ها: تو برام مثل داداشي = يعني جلو تر نيا . من تو رو اندازه داداشم دوست دارم=چون حالم از داداشم به هم مي خوره . از دست من ناراحتي=هستي كه باش به من چه . من حالم بده = يعني بايد ببريم كافي شاپ و كلي چيز برام بخري . من فقط با تو حرف مي زنم = با بقيه مي خندم - من هميشه پيشت مي مونم = مخصوصا وقتي كه كميته بياد .
زندگي چيست ؟ اگر خنده است چرا گريه ميكنيم ؟ اگر گريه است چرا خنده ميكنيم ؟ اگر مرگ است چرا زندگي مي كنيم ؟ اگر زندگي است چرا مي ميريم ؟ اگرعشق است چرا به آن نمي رسيم ؟ اگرعشق نيست چرا عاشقيم؟
پسرا با جنبه بشن چي ميشه؟؟؟؟؟ بوي ترشي کشور رو بر مي داشت (لذا مشکلات زيادي براي شهرداري پيش مي يومد) / ازدواج براي دختران تبديل به ارزو و روياي شبانه مي شد / مانتو ها تنگ تر،جوراب ها کوچيک تر،شلوارها کوتاه تر و روسري حذف مي شد / شوهر مثل قند و پنير کوپني مي شد و صف هاي طولاني براي گرفتن آن به وجود مي امد / پس به اين نتيجه مي رسيم که پسر ها همين طور بي جنبه باقي بمونن هم براي دخترا بهتره هم براي تمدن و جامعه بشري
مذيت مذکر بودن : 1)دختر نيستيد, 2) هميشه خودتون هستيد(100 مدل آرايش نمي کنيد), 3) فقط شما مي تونيد رئيس جمهور بشيد, 4 ) فقط شما مي تونيد بريد ورزشگاه آزادي و فوتبال ببينيد, 5 ) براي دعوا کردن به بابا يا داداش بزرگتر احتياج نداريد 6 - توي اتوبوس جاي بيشتري نسبت به دخترا داريد 7 - در کمتر از 10 دقيقه مي تونيد دوش بگيريد, 8)هر جور که حال کنيد لباس مي پوشيد, 9) در کمتر از 2 دقيقه لباس مي پوشيد و آماده مي شيد, 10) و مهمتر از همه اينکه پسرا هيچ وقت نمي ترشن.
فکر مي کردم ؛ عاشق شدن يه هنره ؛ کار هر کسي نيست ؛ سخته! بعد فهميدم عاشق کردن چقدر از اون سخت تره ! ديدم اين عاشق ماندنه که کار هر کسي نيست ! اما حالا فهميدم اينکه : هميشه لياقت عشقت رو داشته باشي از همه اين چيزا سخت تره